تاریخ

۲۵ / مهر / ۱۴۰۰

بازدید

۴۶

اشکال سنتی هنر ژاپنی قرن ها نه تنها در ژاپن بلکه در سطح بین المللی منبع جذابیت و الهام بوده اند. این تا حدی به این دلیل است که ، در میان چیزهای دیگر ، زیبایی بی عارضه آنها تقریباً توسط هر کسی قابل درک است. از هنر ikebana گرفته تا مراسم چای زیبا ، در این پست برای شما آورده شده .

شودو (خوشنویسی)

خوشنویسی یکی از تحسین برانگیزترین هنرهای ژاپنی است. همراه با کانجی یا حروف ژاپنی ، بیش از هزار سال پیش در دوره هیان خط از چین وارد شد. انواع مختلفی از خوشنویسی وجود دارد. سوشو یا سبک دست چمن معمولاً برای خطاطی هنری و خط شعری استفاده می شود. این شخصیت ها و هجاها که به هم پیوند خورده اند گاهی برای زبان آموزان ژاپنی تقریبا ناخوانا به نظر می رسند ، اما با این وجود می توان زیبایی آن را درک کرد.

 

ایکبانا (گل آرایی)

در حالی که تعداد زیادی از گل فروشان دسته های چند رنگ را در ژاپن جمع می کنند ، اما همه آنها هنر سنتی ایکبانا را تمرین نمی کنند.
 Ikebana  معمولاً ساده تر از گل آرایی مدرن است و به قسمتهای مختلف گیاه تأکید می شود نه فقط شکوفه های رنگارنگ. هماهنگی رنگ ها ، بافت ، فرم و تعادل گیاهان و شاخه ها کلیدی است. اما ikebana در درجه اول نوعی بیان خلاقانه است .

Ukiyo-e (چاپ Woodblock)

 Ukiyo-e  به معنی "تصاویر جهان شناور" است و به موضوع چاپ شده اشاره می کند. "جهان شناور" دنیای لذتهای زودگذر است ، و موضوعات ukiyo-e اغلب ، اما نه همیشه ، زنان زیبا یا کورتگان و گیشا از مناطق تفریحی بودند. در قرن هفدهم ، ukiyo-e یک منظره معمول در خانه طبقه متوسط تاجر به عنوان تزئینات بود.

Ukiyo-e  یکی از متمایزترین و منحصر به فردترین سبک های هنر ژاپنی است. اگرچه این هنر امروزه رایج نیست ، اما تأثیر آن را می توان در هنرهای مدرن مانند خال کوبی و طراحی مد مشاهده کرد.
چاپ بلوک چوبی توسط اوتاگاوا تویوکونی در دوره ادو | چاپ بلوک چوبی توسط اوتاگاوا تویوکونی در دوره ادو.

 

Shikki (لاکچری)

ظروف لاک ژاپنی به دلیل زیبایی و دوام خود معروف هستند. لاک برای هزاران سال در ژاپن برای محافظت و حفظ زیبایی طبیعی چوب استفاده می شود. با همه استفاده های مدرن از پلاستیک و فلزات ، هنر یک سینی یا شانه ظروف لاک ظریف به راحتی قابل درک است. در فروشگاه های لوازم خانگی قطعات لاکی سنتی پیدا کنید.

مراسم چای

مراسم چای از مهمان نوازی نجیب زادگان ژاپنی دوره هیان شکل گرفت که دوست داشتند چای را به مهمانان بلندپایه خود سرو کنند. سرانجام ، روش کاملاً جدیدی برای قدردانی از نوشیدنی محبوب با مجموعه قوانین و آداب خاص خود ایجاد شد. تماشای یک مراسم رسمی چای ژاپنی - یا بهتر بگوییم ، شرکت در یک مراسم - مطمئناً یک تجربه فراموش نشدنی است و اکثر شهرهای ژاپن میزبان رویدادهای منظمی هستند تا بازدیدکنندگان بتوانند آن را تجربه کنند.

کدو (قدردانی از بخور)

قبل از عطرها و اسپری های معطر ، بخور نقش مهمی در جامعه طبقه بالا ژاپن ایفا می کرد. اشراف دوره هایان لباس ، لوازم جانبی و موهای خود را با رایحه های دلخواه معطر می کردند و این عطرها به تنهایی نوعی ارتباط بودند.

کودو این روزها به طور گسترده ای انجام نمی شود ، حتی در مناسبت های خاص فرهنگی به دلیل هزینه بالای مواد.

رقص سنتی

ژاپن انواع مختلفی از رقص سنتی دارد. دو مورد از مهمترین آنها Noh و Kabuki هستند. Noh یک درام موسیقی است که بیش از پانصد سال است که وجود دارد. این اثر را می توان با جلوه های صحنه ای معمولاً پراکنده تشخیص داد و تمام توجه خود را به مجریان نقاب دار که معمولاً افسانه ای قدیمی یا قصه ای مشابه را بازسازی می کنند ، می پردازد. از سوی دیگر ، رقص درام کابوکی دارای گریم ماهرانه ، لباس و احساسات فوق العاده است. هر دو نوع امروزه هنوز در مکانهایی مانند تئاتر Kabuki-za در توکیو و سایر مکانها به طور گسترده ای تمرین می شوند.

ویژگیهای کلی هنر ژاپن

مطالعه هنر ژاپنی اغلب با تعاریف و انتظاراتی که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 ، زمانی که ژاپن به غرب گشوده شد ، پیچیده شده است. به نظر می رسد مناسبت افزایش چشمگیر تعامل با فرهنگ های دیگر نیازمند خلاصه ای مناسب از اصول زیبایی شناسی ژاپنی است و مورخان هنر و باستان شناسان ژاپنی شروع به ساخت روش هایی برای طبقه بندی و ارزیابی حجم وسیعی از مواد از سفال های عصر نوسنگی تا چاپهای چوبی کردند.

 این نظریه ها که بخشی از ارزیابی های علمی معاصر و بخشی از ترکیب ژنرال های مشتاق تدوین شده اند ، درباره ویژگی های فرهنگ ژاپنی و به طور خاص ، هنر ژاپنی به طور غیرمنتظره ای پیش داوری ها و سلایق آن دوران را به همراه نداشت.

به عنوان مثال ، تمایلی وجود داشت که هنر دربار دوره هیان (794-1855) را به عنوان اوج دستاوردهای هنری ژاپن معرفی کنند. ترجیح زیبایی شناختی برای تصفیه ، برای تصاویری که به طرز ظریفی با معنای استعاری آغشته شده اند ، منعکس کننده آداب و رسوم عالی دادگاه است که تنها اشاره مایل به احساسات و پیشنهادات ارزشمند را بیش از اظهارات جسورانه مجاز می داند. همزمان با مقدس سازی زیبایی دربار هیان ، این مفهوم وجود داشت که حساسیت های زیبایی پیرامون مراسم چای به طور اساسی ژاپنی بود. این آیین جمعی ، که در قرن شانزدهم توسعه یافت ، بر روی هم قرار گرفتن بیش از حد اشیاء پیدا شده و ساخته شده با ظرافت در تمرینی که قصد داشت منجر به تصورات ظریف بینش شود ، تأکید کرد. این امر نقش اصلی بی طرفی و کم اهمیتی را در زیبایی بصری ژاپنی برجسته کرد.

یکی از مهمترین تبلیغ کنندگان فرهنگ ژاپن در غرب اوکاکورا کاکوزا بود. او به عنوان سرپرست هنر ژاپنی در موزه هنرهای زیبای بوستون ، اسرار هنر و فرهنگ آسیایی را برای قدردانی از بوستون برهمین بیان کرد. او به عنوان نویسنده آثاری چون ایده آل های شرق (1903) ، بیداری ژاپن (1904) و کتاب چای (1906) ، به مخاطبان حتی بیشتری دست یافت .

دود مدرنیته غربی ژاپن و آسیا به عنوان منبع بالقوه تجدید روحانی برای غرب شناخته شد. هنگامی که نیروی دریایی ژاپن کاملاً مدرن نیروی دریایی ژاپن را در لحظه اوج جنگ روسیه و ژاپن (1954-1955) از نیروی دریایی کاملاً مدرن ژاپن تهیه می کرد ، معکوس کنایه آمیزی برای درس های اوکاکورا وجود داشت. این ژاپن به طرز شگفت انگیزی جنگ طلبانه بیش از چای و گوسامر بود و به نظر می رسید که شاید تعریف بیش از حد گزینشی از هنر و فرهنگ ژاپنی نکات مفید خشونت ، اشتیاق و گونه های عمیقاً تأثیرگذار هترودوکسی را حذف کرده باشد.

در آغاز قرن بیست و یکم ، برداشتهای سطحی از ژاپن هنوز باعث ایجاد یک تصویر اسکیزوفرنیک خیره کننده شد که ویژگیهای قطبی ظرافت و استعداد اقتصادی را ترکیب می کرد. با این وجود ، مشکلات ساده سازی بیش از حد در بالا ذکر شد و یک قرن دانش آموزی ، ژاپنی و غربی ، شواهد زیادی از میراث بیان بصری ارائه کرده است که کاملاً پیچیده و متنوع به عنوان فرهنگ وسیع تری است که آن را ایجاد کرده است. با این وجود ، در درون تنوع الگوها و تمایلات قابل تشخیص را می توان ژاپنی تشخیص داد و مشخص کرد.

بیشتر هنرهای ژاپنی نشان دهنده تعامل گسترده یا واکنش با نیروهای خارجی است. بودیسم ، که در هند آغاز شد و در سراسر آسیا توسعه یافت ، پایدارترین ابزار نفوذ بود.

ژاپن شمایل نگاری قبلاً تثبیت شده ای را در اختیار ژاپن قرار داد و همچنین دیدگاه هایی در مورد رابطه بین هنرهای تجسمی و توسعه معنوی ارائه داد. هجوم های قابل توجه بودیسم از کره در قرن های 6 و 7 رخ داد. سبک بین المللی چینی تانگ نقطه کانونی توسعه هنری ژاپن در قرن 8 بود ، در حالی که شمایل نگاره های بودیسم باطنی چین از قرن 9 بسیار تأثیرگذار بود.

مهاجرتهای عمده راهبان بودایی چان (ژاپنی: ذن) در قرنهای 13 و 14 و به میزان کمتری در قرن هفدهم نشانه های پاک نشدنی بر فرهنگ بصری ژاپن گذاشت. این دوره های تأثیرگذاری و جذب نه تنها شمایل نگاری مذهبی بلکه ویژگیهای وسیع و تا حد زیادی هضم نشده فرهنگ چینی را به ارمغان آورد. کل ساختارهای بیان فرهنگی ، اعم از سیستم نوشتاری تا ساختارهای سیاسی ، به ژاپنی ها ارائه شد.

بنابراین نظریه های مختلفی مطرح شده است که توسعه فرهنگ ژاپنی و به ویژه فرهنگ بصری را به عنوان یک الگوی چرخه ای جذب ، سازگاری و واکنش توصیف می کند. گاهی اوقات از ویژگی واکنشی برای توصیف دوره هایی استفاده می شود که در آنها واضح ترین ویژگی های بومی هنر ژاپنی شکوفا می شود. به عنوان مثال ، در قرن های 10 و 11 دوره هیه ، هنگامی که به دلایل سیاسی ، تماس گسترده با چین متوقف شد ، تثبیت و توسعه گسترده ای از سبک های نقاشی و نوشتاری متمایز ژاپنی ایجاد شد. به طور مشابه ، تأثیر گسترده زیبایی شناسی ذن چینی که فرهنگ دوره Muromachi (1338-1573) را نشان داد - که با طعم رنگ آمیزی تک رنگ جوهر مشخص شد - در طلوع دوره توکوگاوا (1603-1867) با ژانر پررنگ رنگ آمیزی شد. و نقاشی تزئینی که فرهنگ شکوفا شده بومی ملت تازه متحد را جشن گرفت. با این حال ، مفهوم جذب دوره ای و سپس ادعای استقلال نیاز به مزاحمت گسترده ای دارد. باید در نظر داشت که در حالی که دوره هایی وجود داشت که در آن هنرهای قاره ای یا بومی غالب بودند ، معمولاً این دو شکل در کنار هم وجود داشتند.

یکی دیگر از ویژگیهای فراگیر هنر ژاپنی ، درک جهان طبیعی به عنوان منبع بینش معنوی و آینه آموزنده احساسات انسانی است. حساسیت مذهبی بومی که مدتها قبل از بودیسم پیش از آن بود دریافت که قلمرو معنوی در طبیعت آشکار است .

برآمدگی های صخره ای ، آبشارها و درختان کهنسال غرق شده به عنوان محل زندگی ارواح تلقی می شد و به عنوان شخصیت آنها شناخته می شد.

این سیستم اعتقادی بسیاری از طبیعت را دارای ویژگی های بی شمار کرد. به نوبه خود ، احساس مجاورت و صمیمیت با جهان روح و همچنین اعتماد به خیرخواهی عمومی طبیعت را پرورش داد. چرخه فصلها بسیار آموزنده بود و برای مثال نشان داد که تغییرناپذیری و کمال متعالیه هنجارهای طبیعی نیستند. همه چیز به عنوان چرخه تولد ، ثمره ، مرگ و پوسیدگی درک می شد. بنابراین تصورات بودایی وارد شده از گذر با گرایش بومی به دنبال آموزش از طبیعت ادغام شد.

نزدیکی دقیق به طبیعت زیبایی را توسعه داده و تقویت کرده است که به طور کلی از دستکاری اجتناب می کند. در تولید آثار هنری ، ویژگیهای طبیعی مواد تشکیل دهنده از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و به عنوان یک عنصر جدایی ناپذیر از کل معنای اثری که به آن تصریح شده است ، درک می شود.

اتحاد با طبیعت نیز عنصری از معماری ژاپنی بود. به نظر می رسید معماری با طبیعت مطابقت دارد. تقارن نقشه های معبد به سبک چینی جای خود را به چیدمان های نامتقارن داد که از خطوط ویژه توپوگرافی تپه ای و کوهستانی پیروی می کرد. مرزهای موجود بین ساختارها و جهان طبیعی عمداً مبهم بود.

عناصری مانند ایوان های بلند و پانل های کشویی متعدد چشم اندازهای پیوسته ای را در مورد طبیعت ارائه می دهند - اگرچه طبیعت اغلب با دقت چیده شده و ساخته شده است تا وحشی و واقعی.

اثر هنری یا معماری کاملاً شکل گرفته ، بدون رطوبت و بکر ، در نهایت دور ، سرد و حتی گروتسک تلقی شد. این حساسیت در گرایشهای شمایل نگاری مذهبی ژاپنی نیز آشکار بود. کیهان شناسی مقدس سلسله مراتبی مقدس جهان بودایی که عموماً از چین به ارث رسیده است دارای ویژگی های سیستم دربار زمینی شاهنشاهی چین بود. در حالی که برخی از این ویژگی ها در اقتباس ژاپنی حفظ شده بودند ، همچنین یک روند همزمان و غیرقابل جبران برای ایجاد خدایان به راحتی قابل دسترسی وجود داشت. این معمولاً به معنای ارتقاء خدایان فرعی مانند جیزو بوساتسو (به زبان سانسکریت: Kshitigarbha bodhisattva) یا کانن بوساتسو (آوالوکیتشوارا) به میزان افزایش فداکاری فرقه بود. شفقت ذاتی خدایان برتر از طریق این چهره ها و شمایل نگاری آنها بیان شد.

تعامل جهان معنوی و طبیعی نیز در بسیاری از تابلوهای طومار روایی تولید شده در دوره قرون وسطی به طرز دلپذیری بیان شد. داستانهای مربوط به تأسیس معابد و شرح حال بنیانگذاران مقدس مملو از قسمت هایی بود که هم نیروهای آسمانی و هم اهریمنی را توصیف می کردند که بر روی زمین می چرخند و در مقیاس انسانی با مردم تعامل دارند.

گرایش مشخصی نسبت به اهلی کردن راحت ماوراء طبیعی وجود داشت. تمایز شدید بین خوب و بد به آرامی کاهش یافت و موجودات غیر دنیایی ویژگیهای ابهام انسانی را به خود گرفتند که به آنها سطحی از نزدیک بودن را می بخشید ، و به طور نسبی در هر دو حالت افراطی نقص دارد.

حتی آشکارتر آثار تزئینی مانند مینای براق چند رنگ چند رنگ متداول قرن هفدهم ، برتری تصاویر سطحی آنها را از دنیای طبیعی انتخاب کرده است. الگوهای مکرر موجود در سطوح منسوجات ، سرامیک و ظروف لاکی معمولاً چکیده هایی از اشکال طبیعی مانند موج یا سوزن کاج است که با دقت کار شده است.
در بسیاری از موارد الگو ، به عنوان نوعی اشاره یا پیشنهاد ساختار مولکولی ، ترجیح داده می شود تا با دقت واقع گرایی ارائه شود.

دنیای روزمره تلاش بشر توسط هنرمندان ژاپنی با دقت مشاهده شده است. به عنوان مثال ، چهره انسان در تعدد ژستهای معمولی به طور خاطره انگیزی توسط هنرمند چاپی هوکوسای (1760-1849) ثبت شد. این طنز عجیب و غریب به ندرت از دید بسیاری از خالقان گمنام طومارهای قرون وسطایی یا نقاشی های روی ژانر قرن هفدهم دور می ماند.

خون و خونریزی ، چه در نبرد و چه در جنایت جنایی ، به شدت به عنوان جنبه های غیرقابل انکار انسان ثبت شد. به طور مشابه ، جنسی و شهوانی به روشهای دلپذیر و بدون سانسور ارائه شده است.

احترام و کنجکاوی در مورد طبیعی از گیاه شناسی به همه ابعاد فعالیت های انسانی گسترش یافته است.
به طور خلاصه ، دامنه هنرهای تجسمی ژاپنی گسترده است و برخی از عناصر واقعاً ضد به نظر می رسند. یک نسخه خطی نورانی سوترا در قرن دوازدهم و یک صحنه عجیبی از سپوپوکو (تخلیه آیینی) که توسط هنرمند چاپ قرن نوزدهم تسوکیوکا یوشیتوشی ارائه شده است را می توان تنها به مصنوعی ترین شکل به یک زیبایی شناسی مشترک مجبور کرد. بنابراین به بیننده توصیه می شود که از طیف متنوعی حیرت انگیز انتظار داشته باشد.

 

اشتراک گذاری
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
مطالب مرتبط

دیدگاه ها

شما هم می توانید دیدگاه یا پیشنهاد خود را برای ما ارسال کنید