پیشنهاد سردبیر

+ آرشیو

تاریخ

۰۲ / بهمن / ۱۴۰۰

بازدید

۱۲۸

موسی چهره ای با ابهت است - او نزدیک به هشت فوت ارتفاع دارد که روی زمین نشسته است! او بازوهای عضلانی عظیمی دارد و نگاهی عصبانی و شدید در چشمانش دارد. او لوح های قانون را در زیر بغل خود حمل می کند - سنگ هایی که ده فرمانی که او به تازگی از خدا در کوه سینا دریافت کرده است، حک شده است. ممکن است از شاخ های موسی شگفت زده شوید. این شاخ ها در واقع از ترجمه اشتباه یک کلمه عبری می آید که موسی را به عنوان پرتوهای نورانی که از سرش می‌آیند نشان می دهد.

در این داستان از کتاب خروج عهد عتیق، موسی بنی اسرائیل را که به تازگی از بردگی در مصر رهایی داده است، رها می کند تا به بالای کوه سینا برود. وقتی برمی گردد، متوجه می شود که بنی اسرائیل گوساله ای طلایی ساخته اند تا او را بپرستند و قربانی کنند. به عبارت دیگر، آنها مانند مصری ها عمل کرده و یک بت پرست را پرستش کرده اند.

یکی از احکامی که موسی دریافت کرد این است که «هیچ بت نتراشی»، بنابراین وقتی موسی بنی اسرائیل را می‌بیند که این بت را می‌پرستند و به خدای یگانه‌ای که تازه آنها را از بردگی نجات داده خیانت می‌کنند، لوح‌ها را به زمین می‌اندازد و می‌شکند. در اینجا قطعه ای از کتاب مقدس عبری آمده است:

 سپس موسی برگشت و از کوه پایین رفت. او دو لوح سنگی را که مفاد عهد و عهد روی آن نوشته شده بود در دست گرفت. در دو طرف جلو و پشت نوشته شده بودند.

این لوح های سنگی کار خدا بود. کلمات روی آنها را خود خدا نوشته است. وقتی یوشع صدای مردم را که زیر سرشان فریاد می زدند شنید، خطاب به موسی گفت: «گویا در اردوگاه جنگ است!» اما موسی پاسخ داد: نه، این نه فریاد پیروزی است و نه فریاد شکست. این صدای یک جشن است.» وقتی به نزدیک اردوگاه رسیدند، موسی گوساله و رقصان را دید. او با عصبانیت وحشتناک، لوح های سنگی را به زمین انداخت و آنها را در دامنه کوه کوبید.

ما می توانیم انرژی فروخورده شکل را ببینیم. کل شکل مملو از فکر و انرژی است. کاملاً مشخص نیست که میکل آنژ چه لحظه ای از داستان را به ما نشان می دهد. موسی با میزهای ده فرمان زیر بازوی راستش می نشیند. آیا او پس از دیدن قوم اسرائیل که گوساله طلایی را می پرستند، خشمگین می شود؟

موسی به سادگی نشسته نیست. پای چپ او به سمت کنار صندلی خود کشیده شده است، انگار که می خواهد بلند شود. و چون این پا به عقب کشیده می شود، باسن او نیز به سمت چپ است. میکل آنژ، برای ایجاد یک چهره جالب و پرانرژی - جایی که نیروهای زندگی در سراسر بدن می زند - تنه را در جهت مخالف می کشد. و به این ترتیب نیم تنه او به سمت راست او می رود. و چون نیم تنه به سمت راست است، موسی سر خود را به چپ می گرداند و سپس ریش خود را به سمت راست می کشد.

میکل آنژ موفق شد با وجود اینکه موسی نشسته است، چهره ای پرانرژی خلق کند. در حالی که خود سنگ مرمر هنوز است، به نظر می رسد که ریش او در حال حرکت و روان است و بازوهای عضلانی و نیم تنه اش در حال جابجایی هستند.

ویژگی های مجسمه موسی

دوناتلو، سنت جان، ج. 1408-15، سنگ مرمر (Museo dell'Opera del Duomo، فلورانس)

در مقایسه موسی میکل آنژ با یک مجسمه رنسانس اولیه اثر دوناتلو، به راحتی می توان تفاوت بین ایده آل های اولیه و رنسانس عالی را مشاهده کرد. شخصیت آرام دوناتلو، سنت جان، واقعاً فاقد قدرت و زندگی مجسمه‌های میکل آنژ است.

در شخصیت پویای میکل آنژ از موسی، ما درک روشنی از پیامبر و وظیفه او در تحقق خواسته های خدا داریم. موسی شخصیتی منفعل از گذشته های دور کتاب مقدس نیست، بلکه شخصیتی زنده است، نفس می کشد و اراده و قدرت خدا را منعکس می کند.

مجسمه موسی چه خصوصیاتی دارد؟

موسای میکل آنژ تاریخ پیچیده و دشواری دارد. مانند سقف کلیسای سیستین، پاپ جولیوس دوم به میکل آنژ دستور داد تا آرامگاه خود را در سال 1505 طراحی و بسازد. این مقبره که نمونه پاپ های دوره رنسانس بود، قرار بود ساختاری عظیم باشد که شخصیت و شهرت پاپ ژولیوس را بیش از حد واقعی نشان می دهد.
در ابتدا، این سازه یک سازه سه طبقه بود که از دیواری در کلیسای سنت پیترز بیرون می آمد. میکل آنژ در تزیین مقبره برنامه ریزی کرد تا 47 مجسمه داشته باشد که چهره های مختلف را نشان دهد که فضایی پویا و بیانیه ای واقعی در مورد اهمیت جولیوس ایجاد می کند.

ویژگی های مجسمه موسی

اما این پروژه بارها قطع شد. به مدت چهار سال، از سال 1508، میکل آنژ با کار دلهره آور نقاشی سقف کلیسای سیستین مشغول بود. پس از مرگ پاپ، مقیاس مقبره بسیار کاهش یافت. این بنا به یک بنای یادبود کوچکتر و دو طبقه با چند مجسمه کوچکتر، ستون‌هایی تبدیل می‌شود که حول پیکر موسی در کلیسای سنت پیترو در وینکولی متمرکز شده‌اند.

برای میکل آنژ، این یک خلاقیت مهم در حرفه او بود. این مقبره اولین پروژه معماری او خواهد بود. ترکیب معماری و مجسمه سازی نیز نشانه هایی از نقاشی او می گیرد. پس از تکمیل سقف کلیسای سیستین، میکل آنژ در سال 1513 دوباره به کار روی مقبره پرداخت.

در مرکز این بنای یادبود، شخصیت موسی نشسته بود. او نشسته نشان داده می شود و لوح های سنگی حاوی ده فرمان خدا در دست دارد. ممکن است پس از دیدن آثار میکل آنژ در کلیسای سیستین، چهره موسی آشنا به نظر برسد. بسیاری از چهره‌هایی که میکل آنژ نقاشی کرده است: پیامبران، سیبیل‌ها، و شخصیت‌های مختلف کتاب مقدس، در حالت‌هایی آرام نشسته‌اند و یک پا خم شده مستقیم به پایین و دیگری خم شده به عقب نشان داده شده‌اند. این ژست مشترک تداومی از چهره های نبوی میکل آنژ را ایجاد می کند. یک بیننده می تواند این ژست را ببیند و بداند که این فیگور خاص و منتخب خداوند برای آموزش مردمش است. همانطور که پیامبران روی سقف کتاب های خود را در دست گرفته اند، موسی نیز لوح های سنگی خود را در دست گرفته است.

موسی فراتر از ژست خود، شبیه چهره دیگری است که میکل آنژ نقاشی کرده است. موسی به عنوان یک مرد قوی و مسن با ریش و ظاهری متمرکز نشان داده می شود. او جامه ای پوشیده است، اما همچنان بدنه عضلانی خود را نشان می دهد. همه اینها را می توان در توصیف تصویرهای میکل آنژ از خدا نیز گفت.
خود میکل آنژ فکر می‌کرد که این مجسمه موسی یکی از بهترین آثار اوست - و بسیاری از بینندگان با آن موافق هستند. وازاری، هنرمند معاصر و زندگی نامه نویس میکل آنژ، درباره این مجسمه موسی گفت; "... اکنون می توان موسی را بیش از هر زمان دیگری دوست خدا نامید، زیرا خداوند اجازه داده است که بدن او قبل از دیگران به دست میکل آنژ برای رستاخیز آماده شود." در واقع، مهارت میکل آنژ به عنوان یک مجسمه ساز در سراسر اثر قابل مشاهده است. پارچه لباس موسی مملو از چین های عمیق است و در نقاط تنش به پاهای مرد چسبیده است. روی بازوهای او می‌توانید رگ‌ها و تاندون‌های دست‌هایش را در حالی که لوح‌های سنگی سنگین را در دست گرفته است، به شکلی که در آن زمان مرسوم بود، مربع تراشیده شده، قبل از تصویر رایج الواح با قوس‌های قوس‌دار، مشاهده کنید. ریش او از موهای بلند و پر از فر تشکیل شده است و با چنان جزئیات تراشیده شده است که تقریباً گونه های فردی دیده می شود.

چهره موسی به خصوص پر از جزئیات و احساسات است. با وجود اینکه بیشتر صورت توسط ریش پوشانده شده است، ساختار صورت همچنان با گونه های سنگینی که از طریق پوست سفت قابل مشاهده است مشخص می شود. موسی که خداوند با او صحبت کرده و مسئولیت ارائه احکامش را به او داده است، پر از فکر است. ابروهایش درهم رفت و چشمانش خیلی فراتر نگاه می کرد. در نتیجه ماهیت همیشه در حال تغییر این پروژه، برخی از ویژگی های موسی تحریف شده به نظر می رسد. در اصل، او قرار بود بسیار بالاتر باشد و از پایین به آن نگاه شود. برای جبران زاویه دید، نیم تنه و سر او بزرگتر شده است.

شاید آنچه برای بینندگان تکان دهنده ترین به نظر می رسد نسبتاً به راحتی توضیح داده شود. بیشتر آنچه نشان داده می شود همان چیزی است که ما معمولاً در مورد موسی می اندیشیم: پیرمرد، لباس، ریش، لوح. اما پس از آن، بالای سر او، دو شاخ بیرون زده است. برای بینندگان مدرن، این می تواند یک منظره بسیار عجیب و نگران کننده باشد - شاخ ها معمولاً با مفاهیم منفی بیشتری همراه هستند، نه پیامبران خدا. با این حال، برای هنرمندان قرون وسطی و اوایل رنسانس، شاخ یک منظره رایج در موسی بود.

اعتقاد بر این است که این کتاب به ترجمه ای از کتاب مقدس باز می گردد که در آن به جای اینکه پوست موسی با نور بدرخشد، آن را شاخ زده اند. ترجمه از یک زبان می تواند کار دشواری باشد که به عطف، زمان فعل و بسیاری از پیچیدگی های دیگر بستگی دارد. این تعبیری بود که برای بسیاری از هنرمندان دیگر رایج بود. حک کردن شاخ ها از سنگ بسیار راحت تر از پرتوهای نور است.

 

اشتراک گذاری
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
مطالب مرتبط

دیدگاه ها

شما هم می توانید دیدگاه یا پیشنهاد خود را برای ما ارسال کنید