تاریخ

۰۳ / مرداد / ۱۴۰۰

بازدید

۴۶

هنر و فرهنگ یونان باستان به سنگ بناهای جامعه مدرن غربی تبدیل شده اند. این فرهنگ همچنان در فرهنگ عامه وجود دارد و می توان تکرارهای آن را در مورد فیلم ، هنر ، معماری و ادبیات مشاهده کرد. با این حال ، در طول تمدن یونان باستان ، هنر چندین تغییر مشخص در زمینه ، سبک ، کاربرد و قابلیت دسترسی داشته است. در اینجا ، ما این تغییرات را در طول زمان بررسی می کنیم.

به دنبال انحلال تمدن مایکنایی و پایان عصر مفرغ در قرن یازدهم قبل از میلاد ، فرهنگ یونان در دوره پیشرفت اجتماعی یا هنری نسبتاً کمی قرار گرفت که به آن دوران تاریک یونان می گویند.

دوره هندسی در یونان باستان پایان این عصر تاریک را رقم زد ، که با ظهور دوباره نقاشی سرامیک در دوره هندسی اولیه (حدود 1050-900 قبل از میلاد) آغاز شد.

دوره هندسی با استفاده از الگوها و اشکال هندسی در شمایل نگاری مشخص می شود. تمرکز این هنر همچنین از شکل های مایع و بی شکل دوره مایکنی و به تصویرهای قابل شناسایی تر از مردم و حیوانات پولس آتن منتقل شد. این دوره را می توان به سه دوره تقسیم کرد: هندسی اولیه ، هندسی میانی و هندسی متاخر.

در این دوره از هنر یونان باستان ، دو نوع برجسته ظروف نذری با ارزش وجود داشته است: دهانه ها و آمفورها.

از کراترها برای تزئین گورهای مردانه استفاده می شد ، جایی که آمفورها قبرهای زن را تزئین می کردند. آنها به طور کلی دارای یک گردن باریک و یک مرکز پهن با دو دسته در کنار بودند.

یکی از مشخصه های مشخص سفال های دوره هندسی "ترسناک بودن فضای ترسناک" یا "ترس از فضای خالی" نامیده می شود. این در پر شدن تمام سطوح با جزئیات یا الگوهای پیچیده آشکار می شود. گلدان ها ، در بیشتر موارد ، به طور کامل با شمایل نگاری پوشانده شدند ، و در نتیجه تزئینات هنری و غنی حاصل شد
تزئین کشتی اغلب به سطح تقسیم می شد ، سپس با صحنه های فرایند یا "راهپیمایی" نیز تزئین می شد. فیگورهای سفال های دوره هندسی اغلب با رنگ مشکی در پس زمینه روشن تر نقاشی می شدند و می توان آنها را با سرهای کوچک ، سینه های مثلثی گشاد ، کمرهای کوچک و پاهای زاویه دار آنها تشخیص داد.

اگرچه دوره هندسی به دلیل ظروف سفالی شناخته شده است ، اما در اواخر هندسه نیز یک سبک مجسمه سازی قابل تشخیص ایجاد شده است. این چهره های در درجه اول برنز معمولاً بسیار ساده ، کلاسیک ارائه شده و شکلی زیبا داشتند.

دوره باستانی

در دوره باستان افزایش قابل توجهی در تعامل بین جهان یونان و مناطق اطراف مدیترانه به دلیل تجارت و ارتباطات بین المللی است. این امر با نفوذ هنری و فرهنگی از مصر ، خاور نزدیک و دیگر مناطق پیرامون یونان خود را نشان داد.

هنر دوران باستانی یونان نشان دهنده این افزایش تأثیرات بین المللی در فن ، ابزار و شمایل نگاری است. با پیشرفت مداوم فناوری ها ، هنرمندان توانستند برای اولین بار تصاویر واقعی انسان را خلق کنند. آنها همچنین قادر به تولید ظروف سفالی رنگارنگ و با جزئیات زیبا بودند.

هنر یونان باستان

دو سبک سفالی مشخص در دوران باستان یونان باستان ظهور کرد. اولین آنها به سفال های سیاه شکل معروف است که از ظروف قرمز با تزئین لعاب پشت ساخته شده اند. دومین تکنیک سفالگری قرمز-شکل نامیده می شد ، که حاوی طرح کلی چهره ها به رنگ سیاه بود و از داخل آنها را قرمز می کرد. در ابتدا ، این ظروف با صحنه های جنگی ، به ویژه از ایلیاد یا ادیسه تزئین می شدند. با این حال ، با گذشت زمان ، آنها به صحنه های آرام تری مانند هم اندیشی یا داستان های افسانه ای نیز تبدیل شدند.بیشترین تولید ظروف آشامیدنی بود.

با این حال ، روشهای زیادی برای تولید آنها استفاده شده است و از لحاظ شکل ، کاربرد و اندازه بسیار متفاوت هستند. بعضی از آنها برای کوزه های شراب ، مخلوط کردن یا سرو کاسه ها ، شیشه های عطر ، و شیشه های ذخیره سازی استفاده می شد.

هنر یونان باستان

دوره باستانی هنر یونان باستان نیز نوآوری چشمگیری در تولید مجسمه ها دید. این مجسمه های طبیعی به نام kouroi ظاهر شدند. Kouroi مجسمه هایی یادبود و نیمه واقعی بودند که نماینده جوانان ایده آل در دوران اوج زندگی بودند. همچنین همتای زن کم لباس معروف و مشهور: کره وجود داشت.

هنر یونان باستان

دوره کلاسیک

دوره کلاسیک با پایان استبداد آتنی در قرن 5 قبل از میلاد آغاز شد ، که زمینه را برای استقرار بعدی دموکراسی فراهم کرد. همچنین جنگهای پارسیان و حکومت و مرگ اسکندر مقدونی در سال 323 ق. م. در این دوره فیلسوفانی مانند افلاطون ، سقراط و ارسطو به شهرت رسیده اند و از آن به عنوان "عصر طلایی" آتنی یاد می شود که طی آن روشنفکری ، هنر ، ادبیات و فرهنگ شکوفا شده است.

هنر یونان باستان

این دوره شاهد معرفی و گسترش بسیاری از مواردی بود که یونان باستان را برای بینندگان مدرن نشان می دهد و نمی توان به سبک کلاسیک بدون در نظر گرفتن معماری توجه کرد.
در دوره کلاسیک ، ساخت معبد باستانی افزایش یافته است که شامل اتمام آکروپلیس آتن و ارختئون در

کنار معابد متعدد در مکانهایی از جمله دلفی ، المپیا و کورینتس است.

در طول دوره کلاسیک سه سبک معماری قابل تشخیص وجود داشت: نظم دوریک ، نظم یونیک و نظم قرنتیان.

هنر یونان باستان

هنر کلاسیک نیز از طریق مجسمه های تقریباً کامل شکل انسان در اندازه واقعی و مجسمه سازی به راحتی قابل تشخیص است. هنرمندان یونانی به طور فزاینده ای در مطالعه آناتومی و عضلات انسان متمرکز شدند ، و از کروآیای باستانی به سمت طبیعت گرایانه تر ، و از نظر جسمی دقیق تر شکل انسان در حال تکامل هستند.

مجسمه سازی یونان باستان همچنین از نظر موضوعی و وضعیت بدنی تنوع پیدا کرد. مجسمه های کلاسیک به جای به تصویر کشیدن یک زن یا مرد ایده آل ، مجموعه متنوعی از ویژگی های قابل شناسایی را به نمایش می گذارد.

هنر یونان باستان

در حالی که در این دوره بیشتر هنرمندان برهنگی مرد را در اولویت قرار می دادند ، پراکسیتلز برهنه زن را آزمایش کرد و در مجسمه سازی خود از آفرودیت کنیدوس (حدود 350 سال قبل از میلاد) استفاده کردو این مجسمه چنان مشهور شد که در مدرنیته به عنوان "برهنه زنانه کهن الگوی" باقی مانده است و در مطالعه فرم زنانه به طور مداوم به آن اشاره می شود.

دوره هلنیستی

دوره هلنیستیک در هنر یونان باستان با مرگ اسکندر بزرگ در سال 323 قبل از میلاد آغاز شد. رهبری امپراتوری عظیمی که وی در سراسر مدیترانه ، آفریقای شمالی و مناطقی از آسیا به دست آورده بود ، متعاقباً به سه منطقه تقسیم شد و ژنرال ها آن را به هم ریختند و امپراتوری را متلاشی کردند. با این حال ، هنر یونان به گسترش "هلنیسم" کلاسیک امپراتوری در هنر با نفوذ بین المللی بیشتر ادامه داد.

هنر یونان باستان

به طور کلی ، هنر دوره هلنیستیک افزایش بیان و جزئیات مربوط به دوره کلاسیک را دارد. این امر از ایده آل سازی دوره کلاسیک دور شد و دیگر هنرمندان محدودیتی برای تصویرگری کمال فیزیکی نداشتند. آنها آزادانه توانستند مضامین بیماری ، مرگ و کهولت سن را در مجسمه سازی کشف کنند.

حتی با وجود امپراتوری پراکنده پس از مرگ اسکندر بزرگ ، مقدار زیادی ثروت خصوصی شده در آن وجود داشت. این منجر به افزایش کمیسیون های هنری خصوصی و در نتیجه تنوع بیشتر در موضوع می شود.
مجسمه ها و هنرهای تزیینی برای لذت بردن از خانه تولید می شدند نه فقط بزرگداشت ، که به این معنی بود که گاهی اوقات عناصر کمدی یا کنایه وجود داشت.

هنر یونان باستان

همچنین نوآوری قابل توجهی در ساخت قالب برای تولید ظروف آشامیدنی و مجسمه های سفالین نذری وجود داشت که ممکن است اهمیت و استفاده بیشتر آنها را در دوره هلنیستی به حساب آورد.

اگرچه شواهد فیزیکی کمی از نقاشی دوره هلنیستی باقی مانده است ، اما به دلیل ظهور در مناظر مشهور است. بسیاری از این مناظر عناصر طبیعی واقع گرایانه را با مضامین مذهبی ترکیب می کنند. آنها همچنین به عنوان تنظیماتی برای بازآفرینی اسطوره یا ادبیات باستان استفاده می شدند. همچنین مقدار کمی شواهد از نقاشی دیواری هلنیستی وجود دارد ، که بیشتر در مقبره های سلطنتی مقدونیه در Vergina دیده می شود ، که دارای عناصر افسانه ای و مذهبی نیز هستند.

هنر یونان باستان

سفالگری یونان باستان

سفالهای کلاسیک یونان شاید سودمندترین فرم هنرهای آن دوران باشد. مردم مجسمه های کوچک تراوتا را به عنوان هدیه به خدایان و الهه ها ارائه می دادند ، آنها را با مردگان به خاک می سپردند و به عنوان اسباب بازی به فرزندان خود می دادند. آنها تقریباً برای همه چیز از گلدان های سفالی ، شیشه ها و گلدان ها استفاده می کردند.

 اینها با صحنه های مذهبی یا اساطیری رنگ آمیزی شده اند که مانند مجسمه های دوران با گذشت زمان پیچیده تر و واقع گرایانه تر می شوند.

بیشتر هنر کلاسیک یونان از سنگ و خاک رس است که برای هزاران سال باقی مانده اند. با این حال ، می توان نتیجه گرفت که مضامینی که در این آثار می بینیم - تأکید بر الگو و نظم ، چشم انداز و نسبت و خود انسان - همچنین در خلاقیت های با دوام کمتر مانند نقاشی ها و نقاشی های یونان باستان ظاهر شده است.

نقاشی یونانی سابقه نوشته شده نشان می دهد که یونانیان از نقاشی لذت می بردند و این یکی از مهمترین انواع هنری آنها بود. با این حال ، تعداد کمی از نقاشی های آنها باقی مانده است زیرا آنها بر روی صفحات چوبی یا دیوارهایی که از آن زمان تخریب شده اند ، نقاشی شده اند. سفالگری یکی از مکانهای نقاشی یونانی که در آن زنده مانده بود ، سفال و سرامیک بود. از جزئیات و کیفیت کار پیچیده می توان فهمید که یونانی ها نقاش بسیار با استعدادی بودند.

اشتراک گذاری
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
مطالب مرتبط

دیدگاه ها

شما هم می توانید دیدگاه یا پیشنهاد خود را برای ما ارسال کنید