تاریخ

۰۹ / آذر / ۱۴۰۰

بازدید

۴۸

ثروت فزاینده یونان در قرن هفتم قبل از میلاد توسط تجارت برون مرزی و فعالیت های استعماری در ایتالیا و سیسیل که بازارها و منابع جدیدی را باز کرده بود، افزایش یافت. آتن مستعمره نشینان نمی فرستاد و به تجارت شدید نمی پرداخت و به عنوان یک مرکز فرهنگی و هنری رو به زوال بود. کورینث، اسپارتا، جزایر، شهرهای یونان شرقی و کرت با علایق هنری متنوع و ابزار بیان خود به میدان آمدند. در هیچ زمان دیگری چنین مکاتب هنری منطقه ای به شدت متمایز در جهان یونان وجود نداشت. شهرها ثروت و قدرت خود را به‌ویژه در ساخت معابد، که برای پرورش اشکال جدید معماری بود، و همچنین در تزئین معابد و مقدسات ملی نشان دادند. این هنرهای معماری به نوبه خود شکل های تخیلی و جاه طلبانه را در مجسمه سازی و نقاشی تشویق کردند.

دوره های اولیه

در طول تاریخ هنر یونان، نقش اصلی معمار طراحی ساختمان‌های مذهبی بود و تا دوره کلاسیک عملاً این تنها دغدغه او بود. کانون عبادت در دین یونانی محراب بود، که برای مدت طولانی یک بلوک ساده بود و تنها بعداً به شکلی تاریخی تبدیل شد. در هوای آزاد قرار داشت و اگر معبدی وجود داشت، عموماً محراب در شرق آن قرار داشت.

 معبد اساساً خانه ای (oikos) برای خدا بود که مجسمه فرقه او در آنجا نشان داده می شد. پس نقشه‌های معبد نقشه‌های خانه‌ها بودند - ساختمان‌های یک اتاقه با ایوان‌های ستونی. برای تمایز خانه الهی از خانه فانی، به معبد اولیه نقشه کشیده ای داده شد، با مجسمه فرقه ای که در پشت آن قرار داده شده بود، و در فاصله دورتر از ردیفی از تکیه گاه های ستون مرکزی دیده می شد. نمای بیرونی توسط یک پریستیل، یک ستون بیرونی از پایه‌هایی که از لبه‌های بلند کشیده شده است، تزئین شده است. این ستون یک سرپایی سرپوشیده (راهروی مسقف) ایجاد می کرد و همچنین وسیله ای برای تشخیص ساختمان از معماری صرفاً سکولار بود.

این طرح را می توان در ساختمان های ساموس و ترموم در یونان مرکزی مشاهده کرد. ساخت و ساز ساده باقی ماند: قلوه سنگ و آجر گلی به خوبی چیده شده، با چوب و سقف سفالی کاهگلی یا مسطح. در حدود 700 سال قبل از میلاد، کاشی‌های سفالی بام، سقف شیب‌دار پایین‌تری را ممکن ساختند، و در اواسط قرن هفتم، روکش‌های سفالی پخته‌شده و رنگ‌شده برای تزئین و محافظت از رویه‌های چوبی آسیب‌پذیر ساختمان‌ها ساخته می‌شدند. هنوز هیچ چیز از سنگ تمام شده ساخته نشده بود.

دوره "شرق گرایی".

از حدود سال 650 به بعد، یونانیان شروع به بازدید منظم از مصر کردند، و مشاهده آنها از ساختمان های سنگی تاریخی در آنجا، پیدایش توسعه نهایی معماری و مجسمه سازی یادبود در یونان بود. اولین قدم در معماری صرفاً جایگزینی ستون‌های چوبی با ستون‌های سنگی و تبدیل فرم‌های سازه‌ای نجاری و آجری به معادل‌های سنگی بود. این فرصتی را برای بیان تناسب و الگو فراهم کرد، بیانی که در نهایت شکل اختراع یا تکامل «نظمات» سنگی معماری را به خود گرفت. این نظم‌ها، یا چیدمان انواع خاصی از ستون‌ها که از بخش بالایی به نام گلدسته حمایت می‌کنند، الگوی نماهای ستونی و رویه‌ها را که پوسته تزئینی اساسی ساختمان معبد یونانی را تشکیل می‌دهند، مشخص می‌کند.

نظم دوریک در نیمه دوم قرن هفتم، شاید در کورنت اختراع شد. بخش‌های آن -ستون‌های ساده و بی‌پایه، سرستون‌های پراکنده، و تریگلیف-متوپ (بلوک‌های رج‌های عمودی و صاف متناوب) که بر فراز ستون‌ها قرار گرفته‌اند- یک پیشرفت زیبایی‌شناختی در سنگ را تشکیل می‌دهند که انواعی را بر روی مضامین مورد استفاده در ساخت‌وسازهای چوبی و آجری قبلی ترکیب می‌کند. دوریک برای مدت طولانی به عنوان نظم مورد علاقه سرزمین اصلی یونان و مستعمرات غربی باقی ماند و در طول تاریخ خود تغییر چندانی نکرد. نمونه‌های اولیه، مانند معبد ترموم، تماماً از سنگ نبودند و هنوز هم از الوار زیادی و خشت پخته شده استفاده می‌کردند.

نظم یونی بعداً در یونان شرقی تکامل یافت. در حدود 600 سال قبل از میلاد، در Smyrna، اولین تجسم این سبک در ستون‌های سنگی با سرستون‌هایی که به طور مفصل در حلقه‌های گل‌دار حک شده بود، ظاهر شد - الگویی که از نمونه‌های آسیایی گرفته شده و عمدتاً در اشیاء و مبلمان کوچک‌تر استفاده می‌شود، اما برای معماری نیز بزرگ‌تر شده است. این الگو باید عامل تعیین کننده در توسعه کامل نظم یونی در قرن ششم باشد.

دوره باستانی (حدود 750–500 قبل از میلاد)

در حدود 750 قبل از میلاد، دوره ای از تثبیت تأثیرات متنوعی که در 100 سال گذشته با سرعتی سریع وارد هنر یونانی شده بود، آغاز شد. به دوره باستانی معروف است. عصر مشغولیت به مشکلات داخلی ناشی از رفاه جدید به جای عصر دستیابی به فرهنگ های دیگر بود. همچنین عصر ظالمان بود که قواعد فردی آنها اغلب با سلاح و وفاداری طبقات بازرگان حمایت می شد. دادگاه های این مستبدان به مراکز فرهنگی مهم تبدیل شدند و تقاضا برای انواع هنر افزایش یافت. نمایش ثروت و قدرت حاکمان به شکل ساختن معبد جاه طلبانه تر از تقریباً هر دوره دیگری از هنر یونانی بود، در حالی که در مجسمه سازی استفاده فزاینده ای از مجسمه های گران قیمت و استادانه برای وقف و علامت گذاری مقبره ها وجود داشت.

در این دوره هنرهای مجسمه سازی، نقاشی گلدان و برنز کاری به سطحی از تسلط فنی و آزادی تخیلی رسید که کنش روایی و حتی احساسات را تحت فرمان بازنمایی فیگولار به ارمغان آورد. به طور همزمان، از آزمایش گسترده با نوآوری های معماری اواخر قرن هفتم، نظم کلاسیک دوریک و یونی به طور کامل تثبیت شد و تا حد زیادی استاندارد شد.

در قرن ششم، مستعمرات یونان غربی مدعی جایگاه مهمی در تاریخ هنر یونان شدند. مستعمرات در جنوب ایتالیا و سیسیل به اندازه بسیاری از شهرهای سرزمین مادری قوی و ثروتمند شده بودند و با وقف خزانه ها در پناهگاه های ملی و با ساختن معابد مجلل بسیاری در خانه، ثروت خود را به نمایش گذاشته بودند. معبدها عموماً به سبک دوریک بودند، اما اغلب دارای جزئیات یونی بودند. در مجسمه سازی و معماری، مستعمرات به دلیل فقدان منابع محلی برای سنگ مرمر سفید نازک بودند، و آنها بیشتر بر سنگ آهک نقاشی شده و گچ بری شده تکیه می کردند. با این حال، فقدان سنگ مرمر، آنها را به تولید آثار مجسمه‌سازی اصلی در گل پخته‌شده تحریک کرد تا جایی که در خانه همسان نبود. به نظر می رسد مراکز هنری استعماری سیراکوز، سلینوس و آکراگاس در سیسیل و پوزیدونیا یا Paestum، Sybaris و Tarentum در ایتالیا بوده اند.

اگرچه به نظر می‌رسد که مستعمرات یونان هنرمندانی را از میهن خود جذب کرده‌اند، اما تمام هنر آنها به مقیاس بزرگ و جزئیات تمایل دارد که اغلب با تصورات رایج هنر یادبود یونان در تضاد است. برای مثال، چشمگیرترین بنای باستانی در سیسیل، معبد عظیم دوریک زئوس المپیک در آکراگاس است که در حدود 500 سال قبل از میلاد آغاز شد و یک قرن بعد ناتمام ماند. برای تحمل وزن میخ عظیم، ستون‌های بیرونی مستقل نبودند، بلکه نیم‌ستون‌هایی بودند که در برابر یک دیوار جامد پیوسته قرار داشتند (یعنی تا حدی به آن متصل بودند). یک نوع سیسیلی قبلی از این استفاده از توده دیواری قالب‌گیری شده پلاستیکی با دستورات تزیینی اعمال شده را می‌توان در دیوارهای پرده ستونی معبد F در سلینوس، که حدود 560 قبل از میلاد آغاز شد، مشاهده کرد. ستون های درگیر آکراگاس در اواخر قرن پنجم توسط معمار ایکتینوس در سلول معبد آپولو در باسه و نیم قرن بعد توسط مجسمه ساز اسکوپاس در معبد آتنا در تگیا تکرار شد.

همه این ساختمان‌ها نشان می‌دهند که ایده قرن هجدهم روشنگری در مورد معماری یونانی به‌عنوان سیستمی که صرفاً مبتنی بر ساخت‌وساز پس و لنگه است، که در آن ستون‌ها بار را حمل می‌کنند، اشتباه بوده است.

از آنجایی که معابدی که تماماً از سنگ ساخته شده بودند گران بودند، بدون دلیل قانع‌کننده جایگزین نشدند. بنابراین، در بسیاری از شهرهای مرکزی و جنوبی یونان، اشکال مستحکم باستانی معابد دوریک بر منظره شهر در طول دوره کلاسیک و دوره های بعدی تسلط داشتند. فرم ها سنگین بودند، با ستون ها و سرستون های چاق و رویه های رنگارنگ. اگرچه تغییرات کمی در نظم اولیه در قرن ششم ایجاد شد، اما به تدریج جزئیات و تناسب اصلاح شد که به شکل نظم کلاسیک نزدیک شد.

نظم یونی عجیب و غریب تر یونان شرقی برای تعیین اشکال آن کندتر بود. نظم از طریق به اصطلاح سرستون آئولیک با پیچک های عمودی فنری یا تزئینات مارپیچی به سرستون آشنای یونی، که پیچ های آن به صورت افقی از مرکز پخش می شوند و به سمت پایین می پیچند، توسعه یافت. همچنین چندین روش محلی متمایز برای درمان پایه ها یا کل طرح ها وجود داشت.

نظم یونی همیشه آراسته تر و کمتر کلیشه ای نسبت به دوره دوریک بود، با این حال همچنان به نقشه های یادبود محدود می شد و معابد یونی قرن ششم از نظر اندازه و تزئینات حتی از جاه طلب ترین جانشینان کلاسیک خود نیز فراتر رفت. معابد آرتمیس در افسس در آسیای صغیر و معابد پی در پی هرا در جزیره ساموس بودند که همگی بیش از 90 متر طول داشتند و با جنگل‌هایی با بیش از 100 ستون که به صورت دوتایی و سه‌تایی ایستاده بودند. ردیف هایی در اطراف اتاق مستطیل شکل مرکزی (سلا)، جایی که تصویر فرقه در آن قرار داشت.

در همان زمان، سنگ‌تراش‌ها قالب‌های حکاکی شده سیما (منحنی دوگانه) و اوولو (منحنی محدب) را توسعه دادند و اصلاح کردند، که دو نیمرخ هستند که بخشی از دستور زبان تزئینات معماری غربی تا به امروز باقی مانده‌اند.

 

اشتراک گذاری
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
مطالب مرتبط

دیدگاه ها

شما هم می توانید دیدگاه یا پیشنهاد خود را برای ما ارسال کنید