تاریخ

۲۵ / مهر / ۱۴۰۰

بازدید

۳۴

ژاپن گنجینه ای از برخی از بزرگترین مجسمه های جهان است که تقریباً همه آن بودایی است و در ابتدا به شدت به نمونه های اولیه هنر چینی وابسته است.

هنر بودایی قرون وسطایی در ژاپن ، اغلب بسیار بهتر از چین یا کره حفظ می شود و به دلیل فقدان نمونه های همبسته ، اغلب تصمیم گیری در مورد وارد کردن قطعه ای از هنر مذهبی خاص یا توسط ژاپنی بومی دشوار است.

تاریخ ژاپن قبل از آمدن بودیسم به سه دوره اصلی تقسیم می شود ، Jomon (تقریباً 7500-200 قبل از میلاد) ، Yayoi (200 قبل از میلاد 200 CE) و Tumulus (200-600 CE) ، از این دوره ها عمدتا مجسمه های کوچک سرامیکی زنده می ماند مجسمه های نوسنگی جومون از ظروف سفالی خاکستری و قرمز هستند ، ویژگی های بدنی آنها با برجستگی ها و برش های کم عمق ، چشمان گرد بزرگ به تصویر انتزاعی زندگی می بخشد ، دوره تومولوس نام خود را از گورهای بزرگ تپه های ساخته شده توسط حاکمان خود ، که در اطراف آنها مقادیر هانیوا پیدا شده است استوانه های سرامیکی که روی آنها مجسمه ها ، زنان ، حیوانات و خانه ها قرار دارند.

بر اساس یک متن باستانی ، هانیوا جایگزین افراد زنده و اشیاء واقعی بود که در زمانهای قدیم افراد بزرگ را در قبر همراه کرده بودند هرچند که باستان شناسی این را تأیید نکرده است.

اولین موج نفوذ بودایی از پادشاهی پاکه در کره به ژاپن رسید. گزارش شده است که پادشاه کره در سال 538 تصویری برنزی از بودا به امپراتور ژاپن ارسال کرد. امپراتور خود را از آموزه عمیق بودایی بسیار متاثر کرد ، اما به دلیل آفت در پی آن هدیه به داخل یک کانال پرتاب شد.

مجسمه سازی در معابد بودایی

صومعه معروف هوریو در منطقه نارا در آن زمان ، در میان دیگران تأسیس شد و تصاویر در تعداد زیادی شروع به تولید کردند. در ابتدا مجسمه سازی بودایی فقط به چند موضوع محدود می شد - شکا (بودای تاریخی) ، یاکوشی (بودای شفابخش) ، میروکو (یا مایتریا ، بودای آینده) ، کوانون یا کانون (بودیستاتوا شفقت) و نگهبان پادشاهان شمال ، شرق ، جنوب و غرب.

دو تثلیث بودایی که بودا در کنار آن دو بودیستاتوا) برنز دارد ، توسط دست توری ، نوه تاچیتوی مهاجر ثبت شده است ، که برای آنها از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار بود. سبک این مجسمه اولیه ژاپنی به وضوح از نمونه های چینی گرفته شده است (برای مثال ، نمونه های Longmen و Yungang) ، اغلب از طریق کره به ژاپن آورده می شود مانند "The Kudam (Paekche) Kannon" ، که به طور سنتی به آن نسبت داده می شد.

قرنهای هفتم و هشتم ، چوب به رسانه مورد علاقه مجسمه سازان ژاپنی تبدیل شد. این قطعه تراش خورده و صیقل داده شده و به صورت حجمهای بدون موج ، با خطوط ملایم شکل گرفته و بیشتر با الگوهای خطی زنده شده است.

با این حال ، یکی از بهترین نمونه های این دوره ، برنز است ، تثلیث عظیم مستقل بودایی در معبد یاکوشی در نارا ، احتمالاً در اوایل قرن هشتم. خطوط پارچه کشی آزادانه در مورد یاکوشی باشکوه و عظیم پیچیده می شوند.

Bodhisattvas نیز پرپشت هستند و ظرافت را تجسم می دهند. چنین تصاویری عظیم ، که احتمالاً مستقیماً از نمونه های اولیه تانگ چینی گرفته شده است ، اکنون از دست رفته است ، اغلب در دوره نارا (84-1710) از هر استان به منظور جشن گرفتن طاعون ، الحاق امپراتور و غیره سفارش داده می شد. یکی که در معبد تودای در نارا باقی مانده است شامل تقریبا پنج تن فلز است ، حتی اگر ارقام توخالی هستند ، به روش موم گم شده ریخته می شوند.

رگه دیگری از مجسمه سازی ، در خاک رس بدون آتش ، در قالب های کوچک آزادانه مدل شده از شاگردان عزادار در تابلو مرگ بودا (711) در صومعه هوریو ظاهر می شود.

 هر مرید به عنوان فردی متمایز تصور می شود. واقع گرایی مشابه ، پرتره باشکوه لاک خشک راهب چینی گانجین ، بنیانگذار صومعه توشودای را که در ژاپن به عنوان یک قدیس مشهور است ، به تصویر می کشد. به نظر می رسد که او از چین هنرمندان و موج جدیدی از نفوذ را با خود آورده است. کانن عظیم در معبد توشادای ، به ارتفاع 5/5 متر (18 فوت) ، با هزاران بازو (در واقع 953) که در اطراف چهره آرام یک مدینه شگفت انگیز ایجاد کرده است ، همچنین از لاک خشک استفاده می شود.

در دوره هیان (784-1185) یک فرقه باطنی ، بوداییان شینگون ، شروع به شکوفایی کرد. آیین های طولانی مدت آنها به تعداد زیادی تصویر نیاز داشت که شامل مجموعه ای از نیروهای معنوی ، که هر کدام دارای ویژگی های متمایز و اغلب فوق العاده پیچیده بودند ، می شد. در قرن یازدهم ، مجسمه سازان به تکنیک (یوسگی) برای اتصال بخشهای چوب تراشیده شده در irder متوسل شدند تا مجسمه های پیچیده تری را تولید کنند.

آیین های پیچیده ای که در طول Kamogura Shogunate (1185-1392) انجام می شد دیگر تحت حمایت دولت نبود ، اگرچه مجسمه های زیادی ، چه بزرگ و چه با کیفیت بالا ، همچنان با اختراع پویا و با واقع گرایی پایدار برای آنها ساخته می شد. دو منبت کار بزرگ قرن سیزدهم ، Unkei و Kaikei ، معروف بودند. مجسمه های خدایان نگهبان آنها بسیار باشکوه هستند.

معابد بودایی نه تنها با مجسمه سازی ، بلکه با نقاشی های دیواری با بنرهای منقوش ، ابریشم های نقاشی شده ، نسخه های خطی مصور ، نقاشی ها و طومارهای چاپ بلوک تزئین شده بودند. افراد خصوصی هر دو نسخه مینیاتوری از تصاویر را در معابد و زیارتگاه های کوچک قابل حمل ، که گاهی اوقات بر روی مواد گرانبها حک شده بود ، در اختیار داشتند.

رنگ آمیزی ذن در معابد بودایی

"ذن" تلفظ ژاپنی و "چان" چینی است - فرقه قوی و بنیادگرای بودایی که اولین بار در چین در دوران هنر سلسله تانگ (618-906) شکوفا شد. این نشان دهنده رد آیین ها و وظایف مفصل بودایی سنتی بود که در صومعه های بزرگ انجام می شد ، با وسایل تشریفاتی عظیم آنها ، گنجینه های نقاشی و مجسمه سازی آنها. راهبان ذن از طریق فداکاری شخصی ، از طریق ریاضت و مدیتیشن متمرکز به دنبال روشنگری بودند و انتظار می رفت در میان کارهای معمولی روزمره به آن برسند.

در طول Kamakura Shogunate (1185-1332) بودیسم ذن توسط بسیاری از طبقه رزمندگان پذیرفته شد.

شوگونات ها دیکتاتوری های نظامی بودند که به نام امپراتور دست نشانده بر ژاپن حکومت می کردند ، و شوگانات به همراه درباریانش از نظر شوگونا به عنوان افراطی ، بی پروا و محروم از مراسم تشریح می کردند. شوگونی ها در تضاد با بودیسم ذن و طبقه و رمز سامورایی ("رزمندگان") بودند که اخلاق و قدرت آنها بر اساس دستورات ذن پایه گذاری شده بود.

در هنرهای رزمی شمشیر ، تعظیم و نیزه انضباط ذن ، آموزش هایی که به وسیله آنها می توان به روشنگری دست یافت ، نقش مهمی ایفا کرد. ضربه های سامورایی باید خودبخودی و فوری بود ، بدون هیچ گونه فکر اضافی بین نیاز و عمل.

در قرن چهاردهم ، در دوره Muromachi (1333-1573) ، نقاشی با جوهر - به ویژه همانطور که توسط نقاشان کشیش ذن انجام می شد بر هنرهای ژاپن تسلط یافت و هنرهای آسیایی در سرزمین اصلی چین را تحت سلطه خود درآورد. این بر اساس نقاشی جوهر و شستشو در آهنگ Song China تأسیس شد: جوهر چینی مشکی خالص (suzboku) رسانه اصلی بود و موضوعات آن نیز از مجموعه چینی-بیش از همه مناظر و فصول ، اما همچنین پرتره ها گرفته شد.

زیبایی شناسی آن مستلزم دید مستقیم ، بازتاب خود به خود حساسیت نسبت به طبیعت بود - این اساساً بر اساس قواعد چینی بود ، اما با تکنیک های مدیتیشن ذن به دست آمد.

 تعدادی از نقاشان به تدریج این سبک چینی را در ژاپن ایجاد کرده بودند از جمله شوبون (فعال قرن 14) و بونسی (فعال قرن 15).

 بزرگترین آنها سسشو (1506-1420) بود ، که شاید بزرگترین نقاش جوهر ژاپنی بود ، اگرچه او هنوز هم مانند پیشینیان خود به شدت تحت تأثیر نقاشان بزرگ دوران هنر سلسله سونگ (906) بود. -1279) ، از جمله راهب ذن موقی ، بلکه همچنین توسط نقاش مینگ دای جین.

از سسو گزارش شده است که در زمان تحصیل در چین (68-1467) او به عنوان بزرگترین نقاش جوهر زنده در آنجا شناخته می شد.

در واقع خط خطی سسو از نقاشان سونگ شدیدتر و زاویه دارتر بود و تجربیات خود از طبیعت را با آزادی بیشتر و شخصیت قوی تر بیان می کرد و بر هماهنگی آکادمیک فرم و روح که استادان چینی در آن زمان تلاش می کردند ، پیشی می گرفت. نسلهای بعدی هنرمندان ژاپنی باید پیوسته از او الگو می گرفتند - نه تنها نقاشان مدرسه خانواده کانو.

طبق سنت ، بنیانگذار مکتب کانو کانو ماسانوبو (1434-1530) بود ، که نقاشی را به سبک نرم استادش شوبون آغاز کرد ، و سپس یک بیان تزئینی بیشتر در ترکیبات بسیار شفاف و متعادل ، به ویژه در مجموعه ای عظیم ، ایجاد کرد.

بیشتر نقاشی های دیواری و نقاشی های روی صفحه برای صومعه های ذن از بین رفته است. پسرش Kano Motonobu (1476-1559) سبک کانو را در طرح های قوی و غنایی منعکس کرد ، اما همچنین سبک استادان بزرگ سانگ چین را نشان می دهد.

او مانند پدرش برای صومعه های ذن کار می کرد ، و او تلاش زیادی کرد تا مدرسه کانو را با شوگونات به مقام رسمی خود برساند.

سبک یاماتو ای در معابد بودایی

شیوه نقاشی اساساً سکولار ژاپنی که یاماتو نامیده می شود ، "نقاشی ژاپنی" ، در اصل برگرفته از سبک های سلسله چینی تانگ بود که در ژاپن نفوذ کرد و در اوایل قرون وسطی جذب شد. در ابتدا یک سبک درباری بود و کاملاً متمایز از نقاشی بود ، که مستقیماً از نمونه بعدی چین الهام گرفته بود ، که در دوران کاماکورا و موروماچی شوگونات (1185-1573) بر هنر غالب بود.

زیبایی شناسی رسمی تر ، تزئینی تر و رنگارنگ آن کاملاً برخلاف خودانگیختگی ، شهود و بیان شخصی معمولاً تک رنگ نقاشان جوهر ذن است ، اگرچه ، همانطور که قبلاً مشاهده کردیم ، این دو حالت تا حدودی با یکدیگر تداخل داشتند.

ویژگیهای yamato-e در تصاویر مشهور بزرگان دربار توسط Fujiwara Takanobu (1141-1204) آشکار است ، که منعکس کننده قراردادهای بسیار سختگیرانه در رابطه با اشراف قرون وسطایی ژاپن است. چهره ها در حال حاضر بسیار سبک به نظر می رسند ، با تأکید بر طراحی ساده و گرافیکی با جزئیات تزئینی. اما در زمان خود واقع گرایی آنها باعث رسوایی شد.

مهمترین نمونه های yamato-e طومارهای نقاشی شده است. در دوره هيان (784-1185) احتمالاً طومارهاي بودايي تانگ وارد شده از چين ، الهام بخش توسعه طومارهاي بلند داستاني ، emakimono ، بازتاب لذتهاي پيچيده و فرهنگي دربار شاهنشاهي بوده است. گروهی از اولین و بهترین آنها رمان مشهور قرن یازدهم زندگی درباری توسط بانو موراساکی ، "داستان جنجی" را نشان می دهد ، با صحنه هایی که متن ها با متن متناوب هستند.

ارقام ، با جوهر سیاه ، بر اساس یک فرمول ترسیم شده اند. این لباسهای شیک آنهاست که هویت و موقعیت آنها را مشخص می کند ، نه چهره هایی که به بیضی خالی تبدیل می شوند ، بینی با قلاب های کوچک و چشمها توسط کنه های سیاه و سفید کوچک نشان داده می شود. ساختمانها عمدتاً بدون سقف هستند و به گونه ای پیش بینی شده اند که امکان مشاهده صحنه های داخلی را فراهم کنند.

دیگر طومارهای روایی از انواع مختلف اما با سبک مرتبط به زندگی مقدسین بودایی ژاپن یا تاریخ غالباً وحشی ژاپن اختصاص داده شده است ، که گاهی به صورت طنز ، گاهی بسیار چشمگیر به فروش می رسد. شاید بتوان طومارهای قرن دوازدهم بان دایاگون را دراماتیک ترین دید. آنها از این نظر قابل توجه هستند که قسمت های پی در پی در یک بازنمایی پیوسته ادغام شده و در تعداد بیشماری از تصاویر متحرک به وضوح کشیده شده و ارتفاع آنها به سختی میلی متر است ، زیرا طومار طولانی از راست به چپ باز می شود. همه طبقات مردم ، از اشراف تا دهقانان ، در طیف وسیعی از حرکات شلوغ که احساسات خشن را بیان می کنند ، به تصویر کشیده شده اند.

مهارت در به تصویر کشیدن ژانر پر جنب و جوش با خط تیره و رنگ تزئینی باید در این سری اولیه از طومارهای داستانی که تقریباً به دوران مدرن می رسید ، از این نمونه های اولیه به شدت تمرین و توسعه داده شود.

این سنت تحت تسلط مکتب خانواده توسا بود که در محیط محافظه کار و تشریفاتی دربار مقدس امپراتوری کیوتو تأسیس شد. هنرمندان اولیه توسا تکنیک های شیک تزئین سطح را با رنگ آمیزی غنی و برگ زرین بسیار پرورش دادند.

در اوایل شوگوناتس ، مدرسه افول کرد ، اما شکوه تزئینی آن در قرون شانزدهم و هفدهم دوباره وارد جریان اصلی نقاشی ژاپنی شد و توسط توسا میتسونوبو (1434-1525) دوباره زنده شد. از نمونه مدرسه توسا ، هنرمندان کوتسو و سوتاتسو (همچنین به دلیل آزمایشات خود در زمینه نقاشی با جوهر ، در بالا ببینید) در اوایل قرن هفدهم در کیوتو یک سبک رنگارنگ ایجاد کردند ، که توسط اوگاتا کورین (1616-1858) در نظر گرفته شد. ، مداح سرسخت سوتاتسو. صفحه ها و طومارهای فوق العاده زیبا کورین عناصری از تصاویر سنتی نقاشی چینی را با فولکلور ژاپنی ترکیب کرده اند که در طرح های نمایشی و با احساس فوق العاده برای رنگ و بافت ارائه شده اند. او همچنین بر خلاف شکوه رسمی آثار صرفاً تزئینی خود ، مطالعات طبیعت گرایانه ای را نقاشی کرد.

سبک اوکیو-ایدر معابد بودایی

موضوع ukiyo-e ، "تصاویری از جهان شناور" ، برای اولین بار در صفحه ها و طومارهای آویزان ظاهر شد ، اما در اواخر قرن هفدهم توسط چاپگرهای بلوک چوبی مورد توجه قرار گرفت. چاپهای Ukiyo-e

woodblock ، که هم به عنوان تصویر رمانها و هم به صورت تصاویر مستقل منتشر می شدند ، در مغازه های صنعتگران متخصص چاپ و با طراحی هنرمندان انجام می شد و سبک معمول خوشنویسی آنها قبلاً در چاپهای رنگی ساخته شده توسط Kaigetsudo Ando شکل گرفته بود .

در تصاویر تک شکل کایگتسودو آندو از زیبایی های معروف یوشیوارا ، محله فاحشه خانه ادو (توکیو کنونی) ، بر طرح های زرق و برق دار کیمونوها تأکید شده بود که با منحنی های سفت و زوایای قوی و پهن در دو جسورانه ترسیم شده بودند.

چاپ لاک در حدود 1720 ظاهر شد ، که در آن قسمتهای خاصی از طرح ، مانند کمربند کیمونو ، با جوهر براق رنگ آمیزی شده بود ، در حالی که قسمتهای دیگر با چسب پوشانده شده و با پودر فلزی غبار شده بود

تکنیکی که بعداً در قرن توسط شاراکو مورد استفاده قرار گرفت. به اختراع چاپ چند رنگ بلوک توسط سوزوکی هارونوبو (70-1724) در سال 1765 به وجود آمد. تصاویر هارونوبو حول یک نوع زن شکننده ، تقریباً کودکانه ، در خیابان قدم زدن ، یا در خانه در حال استراحت یا مکالمه ، یا ایجاد عشق این هارونوبو بود که در نیمه دوم قرن هجدهم حال و هوای رایج ukiyo-e را ایجاد کرد .

در میان تعداد زیادی از هنرمندان قابل توجهی که در اولین دوره بلوغ ادو کار می کردند ، سه غول ، کوریوسای ، کیوناگا و اوتامارو بودند. در ابتدا سبک Koryusai (فعال در سال 1765-184) بسیار شبیه به استادش Harunobu بود ، اما پس از مرگ Harunobu ، او در دهه 1770 شروع به طراحی در قالب جدید و بزرگتر کرد (که به زودی برای سایر هنرمندان استاندارد شد) و شروع به مدت طولانی کرد. مجموعه ای از تصاویر کورتان - زیبایی های یوشی وارا ، ایستاده یا گردش در تنهایی یا همراه با همراهان - که تصاویر او را در ترکیبات باشکوه ارائه کرده است ، با استفاده از انبوهی از خطوط برای تعیین آبشار پارچه ها و چین های گسترده. او همچنین در آهنگسازی پرندگان و گیاهان برجسته بود و مانند تقریباً همه هنرمندان دیگر ادو ، چاپهایی را نشان می داد که عشق را در عمل نشان می داد.

کیوناگا (1752-1815) در ترکیب بندی گسترده ای از چهره ها در زمینه معماری یا منظر تخصص داشت ، مناظر با چشم انداز هوایی بسیار ظریف متمایز می شوند. طرحهای او اغلب بر روی تعدادی از برگه ها - دو یا سه یا بیشتر - پیوسته بود و روایتهای گسترده ای را در دسترس چاپ قرار می داد.

Utamaro (1735-1806) اغلب به عنوان بزرگترین چاپگرهای ukiyo-e شناخته می شود. او نوع جدیدی از زیبایی زنانه را ایجاد کرد ، با اندامی بزرگ ، نرم اما قوی ، که در خطوط وسیع حلقه برانگیخته شد

و همچنین از این نوع در تصویرسازی افسانه و فولکلور ژاپنی خود استفاده کرد. او در دستگاه های فنی بارور بود ، جلوه هایی را ارائه می داد که شفافیت پارچه ها را نشان می داد ، و ارقام را با مرزهای ترکیب قطع می کرد - ترفندی که باید توسط امپرسیونیست ها تحسین و تقلید شود.

این هنرمندان در پایان قرن هجدهم توسط یک نسل جوانتر ، از جمله شاراکو اسرارآمیز (فعال در سالهای 1794-95) مورد رقابت قرار گرفتند. تصور می شود که او حرفه ای بازیگر تئاتر سنتی نو بوده است. او به مدت ده ماه در سالهای 1794-1954 به چاپ روی آورد و دست کم 136 پرتره قابل توجه از بازیگران کابوکی تولید کرد.

اشتراک گذاری
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
مطالب مرتبط

دیدگاه ها

شما هم می توانید دیدگاه یا پیشنهاد خود را برای ما ارسال کنید